پای درس اخلاق استاد...(97)

مطلبی که مربوط به همه ماست عبارت از آن است که ما باید بیدار بشویم انبیا آمدند اول ما را زنده کنند بعد ما را بیدار کنند هدف اصلی آنها این بود. حیات یا حیات گیاهی است یا حیات حیوانی یا حیات انسانی; جوانان محضر و عزیزان محضر مستحضرید آن جوان یا نوجوانی که حوزه کاریِ او فقط تغذیه خوب, تنمیه خوب و لباس خوب پوشیدن است این یک حیات گیاهی دارد این نامیِ بالفعل است و حیوان بالقوّه, یک گیاه سه کار می‌کند یعنی یک درخت, خوب تغذیه می‌کند خوب رشد می‌کند و خوب جامه در برمی‌کند لباسِ خوب سبز می‌پوشد و فاخر; این سه کار, کار درخت است غذای خوب خوردن, لباس خوب در برکردن و خرّم بودن و بالندگی. یک وقت است یک جوان کارش را در ورزش صرف می‌کند همین, که فقط خوب بالنده بشود بدن خوبی پیدا کند غذای خوبی بخورد جامه خوبی در برکند این یک حیات گیاهی دارد انبیا آمدند که ما را از این انحصار بیرون بیاورند بگویند شما انسان هستید گیاه نیستید درخت نیستید. از این مرحله بالاتر یک وقت کسی رشد می‌کند حیات حیوانی پیدا می‌کند به فکر عاطفه است زن و بچه پیدا می‌کند آنها را تغذیه می‌کند در محدوده همین حیات خانوادگی زندگی می‌کند این حیوان بالفعل است و انسان بالقوّه, شما تمام حیوانات را می‌بینید آنها هم نکاح دارند ازدواج دارند مذکر و مؤنث‌شان کنار هم جمع می‌شوند فرزند به بار می‌آورند فرزند خودشان را تغذیه می‌کنند و اگر کسی بخواهد مزاحم فرزند اینها باشد کاملاً دفاع می‌کنند می‌بینید این مرغ خانگی که از همه فرار می‌کند وقتی چند تخم زیر پَرش گذاشتند و او مادر شد کاملاً از حوزه خودش دفاع می‌کند همین مرغی که همیشه فرار می‌کرد الآن که مادر شد کسی نمی‌تواند به طرف او و بچه‌های او برود از حوزه خودش دفاع می‌کند حیوانات دیگر هم همین‌طورند اگر کسی در این حد بود این حیات حیوانی دارند انبیا آمدند به ما بگویند شما در این حد نیستید فقط به این فکر نباشید که زندگی تشکیل بدهید عائله تشکیل بدهید فرزند پیدا کنید از آنها حمایت کنید بلکه برای این خلق شدید که به حیات انسانی برسید حالا انسان چیست؟ انسان آن است که همه این امور را داراست و آنها را در تحت رهبری عقل و وحی سامان می‌دهد که نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد و انسان به عنوان یک فرشته, یک موجود دائمی است یک موجود نَمیر است. قبلاً در جاهلیّت, زمین را می‌گفتند مِلک نمیر, ظرف‌های مسی را می‌‌گفتند مِلک نمیر این یک تفکر جاهلی بود که در سورهٴ مبارکهٴ کهف به این تفکر خاتمه داد آ‌ن کسی که وارد باغش شد گفت: ﴿مَا أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هذِهِ أَبَداً﴾[1] بادَ یعنی هَلک, تَبید یعنی تهلک, آن کسی که باغ خرّمی داشت می‌گفت این دیگر مِلک نمیر است زمین, مِلک نمیر است این فکر را قرآن در سورهٴ مبارکهٴ کهف نقل کرد و خطّ بطلان روی آن کشید مِلک نمیر, دین است و تقواست نه باغ و راغ; این فکر جاهلی را هم از بین برد چرا؟ برای اینکه انسان, مهاجر است مگر انسان می‌‌میرد انسان, مرگ را می‌میراند این حرف تازه انبیاست اینجا مرز بین حیوان و انسان مشخص می‌شود مرز بین انسان و گیاه مشخص می‌شود خیلی‌ها خیال می‌کنند انسان که مُرد تمام می‌شود و می‌میرد. انبیا آمدند دو حرف تازه به ما زدند یکی اینکه انسان, مرگ را می‌میراند نه بمیرد خیلی حرف است! زیر این آسمان این حرف تازه است که غیر از انبیا کسی این حرف را نزده انسان, مرگ را می‌میراند نه مرگ, انسان را بمیراند چرا, برای اینکه آن‌که خدای ماست حیات و ممات ما به دست اوست دنیا و آخرت ما در دست اوست در قرآن نفرمود «کلّ نفس یذوقها الموت» هر کسی را مرگ می‌چشد بلکه فرمود: ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾[2] هر کسی مرگ را می‌چشد, ذائق, مذوق را هضم می‌کند نه مذوق, ذائق را، شما اگر یک لیوان آب یا یک لیوان شربت را نوشیدید شما می‌شوید ذائق, آن شربت می‌شود مذوق, شما آ‌ن شربت را در خود هضم کردید یا آن شربت شما را در خود هضم کرد؟ دین می‌گوید انسان, مرگ را می‌میراند یعنی بعد از مرگ, مرگی نیست در برزخ مرگ نیست در صحنه قیامت مرگ نیست در بهشت مرگ نیست و ما هستیم, ماییم که مرگ را می‌میرانیم ما می‌شویم اصل, آن می‌شود فرع. آن بزرگوار که گفت:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی٭٭٭ تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان٭٭٭ او ز من دلقی بگیرد رنگ رنگ[3]
درست است که مرد بزرگی است اما این حرف از او بزرگ‌تر است او این مطلب را از همین آیه گرفت انسان است که مرگ را می‌میراند. خب اگر این‌طور باشد منطق انسان عوض می‌شود دید انسان عوض می‌شود. ما یک دشمن خون‌آشام داریم به نام مُردن, ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم فقط از مرگ می‌ترسیم ولی وقتی برایمان روشن شد که ما در این پیکار پیروزیم ما مرگ را می‌میرانیم و از پا در می‌آوریم و ما می‌مانیم که همیشه هستیم و مرگی در کار نیست آن وقت فکر تازه‌ای می‌کنیم آن وقت جهان‌بینی ما عوض می‌شود دیدِ ما نسبت به خودمان عوض می‌شود نسبت به خانواده عوض می‌شود نسبت به جامعه عوض می‌شود نسبت به جهان عوض می‌شود این حرف را انبیا آوردند که ﴿کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ﴾ نه «کلّ نفس یذوقها الموت» نفرمودند هر کسی را مرگ می‌چشد فرمودند هر کسی مرگ را می‌چشد, بنابراین بر اساس این دید که حرف رسمی رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) است انسان, ماندگار است و مرگ که بدترین دشمن انسان است در مصاف با انسان از پا در می‌آید ماییم که بعد از مرگ می‌مانیم از ما سؤال بکنید در برزخ مرگ هست می‌گوییم نه, در قیامت مرگ هست نه, در بهشت مرگ هست نه, مرگ برای این طرف است نه آن طرف. وجود مبارک رسول گرامی که وجود مبارک علی اکبر(سلام الله علیهما) بهترین شبیه برای آن حضرت است این حرف را آوردند و وجود مبارک سالار شهیدان(سلام الله علیه) هنگام اعزام علی اکبر که گفت این شبیه‌ترین مردم به پیامبر است نه تنها از نظر صورت و اندام, فرمود اخلاقش هم شبیه پیامبر است منطقش هم شبیه پیامبر است نه تنها از نظر صورت شبیه پیامبر بود یعنی این حرف را علی اکبر هم آورده, اگر در نظام اسلامی, امروز را به عنوان روز جوان نام‌گذاری کردند جوانان ما باید این فکر را در خودشان زنده کنند که ما برای همیشه هستیم اگر برای همیشه هستیم باید کالای نَمیر تهیه کنیم و کالای نمیر نه در آسمان است نه در زمین, بلکه در دل‌های ماست آن فطرت است آن علم است آن معنویت است آن تقواست چون ما هر چه پیدا کنیم از بین می‌رود اگر شمس است ﴿إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ﴾[4] می‌شود, اگر ستارگان‌اند ﴿إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ﴾[5] می‌شود تناثر نجوم می‌شود بساط آسمان و زمین برداشته می‌شود پس آنها مرگ دارند ماییم که مرگ نداریم اگر کلّ این راه شیری و منظومه شمسی را به ما بدهند نمی‌ارزد, برای اینکه اینها از دست می‌روند و ما هستیم این لطایف قرآنی را توجه کنید ذات اقدس الهی می‌فرماید دنیا زیورهای فراوانی دارد باغ دارد مزرعه دارد مرتع دارد قصر دارد فرش دارد اما اینها زینت زمین است نه زینت شما ﴿إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِینَةً لَّهَا﴾[6] نه «لکم» نفرمود اینها زینت شماست این زینت زمین است اگر کسی باغ خوبی داشت خانه خوبی داشت آن زمین را مزیّن کرده نه خودش را; زینت انسان همان است که در سورهٴ مبارکهٴ حجرات مشخص شد فرمود: ﴿حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمَانَ وَزَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ﴾[7] زینت انسان همان معرفت اوست همان ایمان اوست همان علم اوست همان تقوای اوست همان عقلانیّت اوست. درباره آسمان هم فرمود حالا بر فرض رفتید آسمان, بر فرض سوار بر سفینه‌ها شدید و به آسمان رفتید و شمس و قمر را مالک شدید آن ستاره‌ها هم زینت شما نیست زینت آسمان است ﴿إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیَا بِزِینَةٍ الْکَوَاکِبِ﴾[8] پس چیزی زینت انسان نیست مگر انسانیتِ او و عقلانیت او و اگر گفتند روز جوان, منظور روز جوانمردی است نه روز جوانی; این جوانی که حیاتش حیات گیاهی است این, آن صلاحیت را ندارد که یک روز در نظام اسلامی به نام او باشد بلکه مراد, جوانمردی و فتوّت است. وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیّة و الثناء) قبل از اینکه به مقام شامخ نبوّت برسد فرهنگ مردم را عوض کرد در جاهلیت می‌گفتند غلام, اَمه, نوکر این تعبیرات بود حضرت قبل از اینکه به مقام شامخ نبوّت برسد هرگز غلام و اَمه و اینها را به این نام صدا نمی‌زد میگفت فَتا, فتات; فتات یعنی دختر جوان, فتا یعنی پسر جوان و این هم بالاتر از شاب است ما یک شاب داریم یعنی جوان, یک فتا داریم یعنی جوانی که جوانمردی دارد فتوّت دارد تعبیر شاب هم نمی‌کرد تعبیر فتا و فتات می‌کرد که روح جوانمردی را تبلیغ کند. پس اوّلین کاری که انبیا(علیهم السلام) داشته و دارند این است که ما را زنده کنند به حیات انسانی که در سورهٴ مبارکهٴ انفال فرمود: ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ﴾.[9]
مطلب دوم این است که انسانِ زنده گاهی خواب است گاهی بیدار; فرمود اکنون که به حیات انسانی رسیدید بیدار باشید نخوابید خیلی‌ها انسان‌اند اما غفلت دارند یعنی مطالب را می‌فهمند باور هم دارند ولی غافل‌اند که چه باید بکنند. فرمود خیلی‌ها خواب‌اند آدمِ خواب وقتی که بیدار شد دو مطلب را کاملاً احساس می‌کند یکی اینکه خیلی‌ها هستند که وقتی خوابیدند خواب می‌بینند که اوضاعی است, صحنه‌ای است چیزی به آنها دادند وقتی بیدار شدند می‌بینند خبری نیست و در بسترشان هستند. این بیان نورانی حضرت که فرمود: «الناس نیامٌ فاذا ماتوا انتبهوا»[10] یعنی خیلی‌ها خواب‌اند وقتی مُردند بیدار می‌شوند, خیلی‌ها هستند وقتی که مردند می‌بینند که اینکه می‌گفت فلان باغ مال من است فلان زمین مال من است فلان مِلک مال من است, چیزی در دست او نیست مثل اینکه خواب دیده بود که اینها برای اوست همان طوری که انسان خوابیده در رؤیا خواب می‌بیند که چیزی به او دادند وقتی بیدار شد دستش خالی است خیلی‌ها هستند که وقتی بیدار شدند یعنی پس از مرگ می‌بینند دستشان خالی است می‌خواهند بروند, فقط کفنی به اینها می‌دهند همین! «الناس نیامٌ فاذا ماتوا انتبهوا» این ترجمه‌ای برای این حدیث نورانی.
ترجمه و تفسیر دیگر این حدیث این است که ما وقتی که خوابیم چیزهایی می‌بینیم این بالأخره تعبیر دارد کم هستند کسانی که چیزی را در عالَم رؤیا ببینند که عین واقعیت باشد نظیر آنچه وجود مبارک ابراهیم خلیل(سلام الله علیه) دید که ﴿إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ﴾[11] غالباً آنچه افراد در عالم رؤیا می‌بینند تعبیر دارد برای خیلی از ماها که این صحنه‌ها را در جهان می‌بینیم اینها همه‌شان تعبیر دارند این زمین نیست این آسمان نیست این آیت الهی است این دارد تسبیح می‌کند این دارد تقدیس می‌کند پنج طایفه آیات در قرآن کریم هست که از تسبیح موجودات, از انقیاد موجودات, از سجده موجودات, از اطاعت موجودات و از تحمید موجودات سخن می‌گوید خب این همه صداها در عالَم هست چرا ما هیچ چیزی را نمی‌شنویم هیچ موجودی نیست مگر اینکه مشغول تسبیح گفتن است و سبّوحٌ قدّوسٌ گفتن است چرا ما چیزی را نمی‌شنویم؟! آنچه ما در جهان می‌بینیم مثل آن است که در خواب می‌بینیم همان طوری که رؤیا را باید تعبیر کرد به تأویل برد آنچه هم در جهان هست تعبیری دارد تأویلی دارد انبیا آمدند هم تعبیرات و تأویلات آنها را بلدند هم کم و بیش به ما بگویند که آنچه شما می‌بینید پیامی هم دارد صدایی هم دارد گفت:
موسی‌ای نیست که دعوی أنا الحق شنود٭٭٭ ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست[12]
هر درختی همان سخن درخت طور را می‌گوید کلام خدا را می‌رساند منتها یک گوش کلیمی می‌خواهد یک گوش موسوی(سلام الله علیه) می‌خواهد که آن صوت «انا الحق» را بشنود. بنابراین تفسیر دوم «الناس نیامٌ فاذا ماتوا انتبهوا» این است.
تفسیر سومش هم این است که اگر اکثری مردم خواب‌اند و در حال خواب اگر کسی خواست چیزی به انسانِ خوابیده بگوید از راه تمثال و مَثل و داستان و صورت می‌گوید اگر ائمه(علیهم السلام) با ما سخن گفتند اگر آیات قرآن با ما سخن گفت برخی از اینها شبیه آن است که با خوابیده‌ها حرف می‌زنند اینکه فرمود: ﴿لَقَدْ صَرَّفْنَا فِی هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِن کُلِّ مَثَلٍ﴾[13] یا ﴿لَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِی هذَا الْقُرْآنِ مِن کُلِّ مَثَلٍ﴾[14] برای مردم یا ﴿تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ﴾[15] فرمود ما برای اینها مَثل ذکر می‌کنیم که فرمود برای بسیاری از امور برای غالب مطالب, ما مَثل ذکر می‌کنیم سرّش این است که غالب مردم گرفتار خواب‌اند با خوابیده از راه مَثل سخن می‌گویند کم‌اند کسانی که در عالَم رؤیا مستقیماً معارف را بتوانند خوب تلقّی کنند حرف بزنند حرف بشنوند نظیر انبیا و اولیا(علیهم الصلاة و علیهم السلام) بنابراین این دو کار, برنامه رسمی انبیا(علیهم الصلاة و علیهم السلام) بود که اول به ما حیات بدهند بعد به ما بیداری. ما در این دعاها مکرّر از خدای سبحان حیات اهل بیت را مسئلت می‌کنیم (یک) و بیداری را هم مسئلت می‌کنیم (دو) در این مناجات شعبانیه که ـ ان‌شاءالله ـ هر روز می‌خوانید و موفق هستید برای خواندن آن, در این مناجات که مناجات ائمه(علیهم السلام) است به خدا عرض می‌کنیم پروردگارا! ما خواب بودیم «إلاّ فی وقتٍ أیقظتنی» یَقظه یعنی بیداری, آن وقتی که تو ما را بیدار کردی, بنابراین اولین کار این است که انسان احیا بشود مطابق آیه سورهٴ انفال که ﴿اسْتَجِیبُوا لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ﴾ دوم این است که حالا که زنده شد بیدار بشود «إلاّ فی وقتٍ أیقظتنی» این است, خدایا ما را بیدار بکن در دعاها هست که ما امیدواریم همه این ادعیه و اذکاری که از اهل بیت(علیهم السلام) طبق آیات قرآنی رسیده است خدای سبحان توفیق ادراک آنها و باور آنها و تخلّق و عمل مطابق آنها را و نشر مآثر و آثار آنها را به همه شما و ما مرحمت بفرماید!
مجدداً مقدم شما را گرامی می‌داریم این اعیاد شعبانیه را به پیشگاه ولیّ‌مان وجود مبارک ولیّ عصر(ارواحنا فداه) تهنیت عرض می‌کنیم و از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم امر فرج ولیّ‌مان را تسریع بفرماید! نظام ما, رهبر ما, مراجع ما, ملت و مملکت ما را در سایه امام زمان حفظ بفرماید! روح مطهر امام راحل و شهدای انقلاب و جنگ را با انبیا و اولیای الهی محشور بفرماید! بیداری اسلامی خاورمیانه را ـ ان‌شاءالله ـ به مقصد نهایی برساند! مشکلات مملکت چه در بخش مسکن, چه در بخش اقتصاد, چه در بخش ازدواج جوان‌ها همه را در سایه ولیّ‌اش حل بفرماید! فرزندان ما را تا روز قیامت از بهترین شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت قرار بدهد! بین ما و خاندان عصمت و طهارت در دنیا و برزخ و قیامت جدایی نیندازد!
«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»


[1] . سورهٴ کهف, آیهٴ 35.
[2] . سورهٴ آل‌عمران, آیهٴ 185؛ سورهٴ انبیاء, آیهٴ 35؛ سورهٴ عنکبوت, آیهٴ 57.
[3] . دیوان شمس تبریزی, غزل 1326.
[4] . سورهٴ تکویر, آیهٴ 1.
[5] . سورهٴ تکویر, آیهٴ 2.
[6] . سورهٴ کهف, آیهٴ 7.
[7] . سورهٴ حجرات, آیهٴ 7.
[8] . سورهٴ صافات, آیهٴ 6.
[9] . سورهٴ انفال, آیهٴ 24.
[10] . خصائص الأئمة (سید رضی), ص112.
[11] . سورهٴ صافات, آیهٴ 102.
[12] . دیوان حاج ملاهادی سبزواری, ص27.
[13] . سورهٴ کهف, آیهٴ 54.
[14] . سورهٴ روم, آیهٴ 58; سورهٴ زمر, آیهٴ 27.
[15] . سورهٴ عنکبوت, آیهٴ 43.

/ 0 نظر / 9 بازدید