اصفهانیا بدونن، تهرانیا دلشون بسوزه!!

سلام

عرضم به حضورتون عارضه! که می خوام یه مطلبی بگم تا بچه های اصفهان بدونن و دل بچه های تهران بسوزه! خب تا این جای داستان که از عنوان مطلب هم می شد فهمید!

اصل موضوع اینه که به همت آقا محسن رزم جو، چندی از بچه های اصفهان در باشگاه وینگ چون ثبت نام کردند و تا الان که سه هفته از کلاس می گذره، کلی پهلوون شدن.

این چندی از بچه شامل؛ محسن رزمجو در نقش استاد بزرگ، مصطفی حسینی در نقش کتک خور ملس، محمدرضا الله بیگی در نقش اسکلتِ بی انضباط، محمد در نقش فامیل دکتر و امیرحسین و امیر علی رزمجو (متخلص به قلی، که البته تخلص امیرعلی بیشتره!) در نقش نخودی ها در باشگاه به نقش آفرینی می پردازند.

این مطلب با این هدف به نمایش در اومد تا بچه های اصفهان بدونن و دل بچه های تهران بسوزه، بعلاوه اگه بچه های اصفهان می خوان به جمع نقش آفرینان بپیوندند، با آغوش باز از آنان استقبال می کنیم.

کلاس ها زیر نظر استاد محسن باسو می باشد و در چند نقطه ی شهر برگزار می گردد. هر هفته سه جلسه یک و نیم ساعته است که تا دو جلسه در هفته قابل تقلیل می باشد. هزینه ی ماهیانه ی کلاس، 32 هزار تومن است و دیگه این که خیلی چیز باحالیه! ضمناً این حرکت ارزنده در راستای سیر ورزشی هیأت بوده و جهت سهولت در پرواز هیأتی ها انجام می شود.

جالبه بدونین که مبتکر و طراح این ورزش یک خانم چینی بوده و جالب تر اینکه ایشون این ورزش را به یک دختر خانم آموزش دادند و اون دختر هم که یک خواستگار کُشتی گیر سیریش داشته، با استفاده از تکنیک های خارق العاده ی این ورزش جواب رد به جوون عاشق پیشه داد و وی را کُشت!! (آقا قصه واقعیه، شک نکنید!) به همین خاطر به تمامی دوستان مانده در صفِ ازدواج پیشنهاد میشه که حتماً این ورزش را یاد بگیرند تا خدای نکرده به سرنوشتِ شوم کشتی گیرِ عاشق پیشه دچار نشن.

نکته  دیگه در مورد این ورزش اینه که "وینگ چون" مبتنی بر تکنیک است و نه مبتنی بر قدرت و این ویژگی باعث می شود که یک "وینگ چون" کار، بدون دارا بودن از قدرت بدنی بالا، قادر باشد از قدرت بدنی حریف، علیه او استفاده کند و این به این معنی است که هرچه حریف قدرتمندتر باشد، اگر وینگ چون کار نباشه، به ضرر خودشه!!

نکته ی پایانی این که «وینگ چون هرچی که باشه، آخرش گودِ زورخونه ی خودمون یه چیز دیگه اس»

اُس!!

ببخشید، اشتباه شد!!

یا علی

/ 4 نظر / 20 بازدید
محسن

سلام اقا يكم توضيح بده ببينيم اين جريان چي چيست؟

محمدرضا

جریان خیلی واضحه! طبقه ی زیرین ساختمان امام زاده محسن، یه باشگاه ورزشیه، که طبق یه سانس بندی، ورزش های رزمی مختلف از جمله "وینگ چون"، اونجا کلاس برگزار می کنن. چند وقت بود که آقا محسن رزم جو مثل این بچه های طفل معصوم می رفت و از پشت درِ باشگاه، با دهان باز، زُل می زد به "وینگ چون" کارها!! هر از چند گاهی دهانش بسته می شد و آب دهانش را فرو می داد!! بعد از تموم شدن کلاس هم یه آه سرد از اعماق وجودش می کشید و می رفت. توی خونه هم مدام فیلم "مردی به نام ایپ1 و 2" را تماشا می کرد. آقای "ایپ" استاد نامبر وانِ این ورزشه که استادِ بروسلی هم بوده. بعد می اومد خونه توتی و روی من فن اجرا می کرد!! و با اشتیاق تمام، کلی از "وینگ چون" تعریف می کرد!! خلاصه گذشت و گذشت تا اینکه دکتر به آرزوی دیرینه اش رسید و با هم دیگه رفتیم ثبت نام کردیم، یعنی در حقیقت ایشون منا بردن. بعد من هم به مصطفی گفتم، که اونم قبول کرد و اومد.

محمدرضا

در تکمیل نظر قبلی بگم که، دلم برا دکتر سوخت!! خیلی تخریب شخصیتیش کردم!!! ولی اگه فرض کنید دکتر 5 سالش بود، توصیفات قبلی کاملاً صادق بود!!! دیگه اینکه اطلاعات تکمیلی درباره ی ورزش "وینگ چون" در این سایت موجود است: www.wing-chun.ir استادمون، استاد "محسن باسو" هستند که ایشون شاگردِ شاگردِ شاگردِ آقای "ایپ مَن" بودن. فیلم "ایپ من" را هم که دیگه حتماً دیدید!!

م ح ک

سلام بنده خدا استاد فقط رو من فن اجرا می کنه چون در چهره ام بروسلیا دیده خلاصه جاتون خالی از قدیم هم گفتند چوب معلم گله هر کی نخوره خله. پیدا کنید پرتقال فروش را!