حماسه ی ازدواجی در هیئت...

«هوالمحبوب»

با سلام به تمامی برادران

بعد از ظهر با صدای تلفن میثم از خواب بیدارشدم : -سلام فرزاد خوبی؟ -سلام،الحمدلله،شما چطوری؟ -خواب بودی؟  -بله ... -کجایی که یکی دیگه از بچه ها هم ازدواج کرد... -کی؟  -مصطفی  -نه بابا !  -من به اینترنت دسترسی ندارم یه مطلب توی وبلاگ بذار...

شب + رایانه + اینترنت + وبلاگ هیئت + درباره ی هیئت + ازدواج های پربرکت به قلم مصطفی حسینی کوپایی

خدا را شکر . از "ازدواج های پربرکت" تا کامل شدن نصف ایمان آقا مصطفای هیئت حدود 590 روز می گذره . انشاالله از امروز حساب میشه تعداد روزها تا شهادتشون...

آن جا که مصطفای قصه ی ما دغدغه ی برادر از هیئت دور مانده ی خود را دارد (احسان) و مژده ی ازدواج 14 سکه ای اش را مخابره می کند ... راستی آقا مصطفی! شما این سنت حسنه در هیئت را که زمین نزدی؟!!!

و مصطفی می گفت :«خداییش بچه های هیات با این ازدواجاشون شهاداتاشونا تسریع می کنند.»

یاحق

/ 5 نظر / 9 بازدید
میثم

مبارکه..مبارکه...مبارک....

م ح ک

سلام متشکر من کف بر این مطلب فرزادم فرزاد عجب قلمی داری و رو نمی کردی. و احسان وما اردراک احسان...

محمدعلی صدری

سلام الحمدلله رب العالمین انشاالله که چهره نورانی آقا داماد را هر چه زودتر زیارت کنیم: صلوات

مهدی

هو الحبیب عرض من ذکر سلام است و درود لحظه لحظه ، چه قیام و چه قعود مصطفی جان ! ز غزل عاشق شو ! تا رسی رقص کنان سوی شهود... یا علی... بارک الله تعالی لکم.

مهدی افشاری

سلام مصطفی جان شروع زیبای یک عمر عشق، اعتماد، مشارکت، تحمل و پشتکار را به شما تبریک میگویم. انشاالله سال های سال در کنار هم خوشبخت باشید. [گل]