سلام علی آل یاسین...!(145)

این تعبیرها نشان می‏دهد هر کس که برای او طلب تحیّت می‏کنیم مخلوق الهی بوده، محتاج فیض اوست. بنابر این، زیارت ائمّه طاهرین (علیهم‏السلام) با کلمه‏ای شروع می‏شود که شائبه هرگونه غلوّ را درباره آن ذوات مقدّس برطرف می‏کند.

و اما لغت امام همان گونه که اختصاص به رهبران هدایت شدگان و ره‏یافتگان ندارد، بلکه پیشوایان ضلالت و گمراهی نیز امام، به معنای رهبر تبه‏کاران هستند: (فقاتلوا أئمّة الکفر) [پس با سران کفر، نبرد کنید (سوره توبه، آیه 12).]،  (وجعلناهم أئمّةً یَدْعون إلی النّار)[ آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به سمت آتش فرا می‏خوانند (سوره قصص، آیه 41)].

امام صادق از پدر خود، امام باقر (علیهماالسلام) نقل کرده که با استشهاد به این آیه و آیه‏ای دیگر فرمود:

امام در کتاب خدا دو قسم است: امام عدل و امام ظلم. خدای تعالی می‏فرماید: (وجعلناهم أئمّةً یهْدون بأمرنا)[5] یعنی از میان آنان امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می‏کنند، امر خدا و حکم او را بر امر و حکم خود و مردم مقدّم می‏دارند. در مقابل فرمود: (وجعلناهم أئمّةً یدعون إلی النّار)[6] اینها امر و حکم خود و امر و حکم مردم را بر امر و حکم خدا مقدّم می‏دارند و بر خلاف آنچه در کتاب خدا وجوددارد، مطابق هوای نفس خودشان حکم می‏کنند.

اقسام هدایت

هدایت، اقسام گونه‏گون دارد: گاهی تکوینی است و در امر مادی صورت می‏پذیرد، مانند: (ألقی فی الأرض رواسی أن تمید بکم و أنهاراً و سبلاً لعلّکم تهتدون)[ در زمین کوههایی مستحکم افکند تا شما را نلغزاند و نهرها و راههایی [قرارداد] تا راه خود را پیدا کنید (سوره نحل، آیه 15)] و گاهی تکوینی و تشریعی است و در امر معنوی تحقق پیدا می‏کند، مانند: (جعلناهم أئمّة یهدون بأمرنا)[ سوره انبیا، آیه 73.]. همچنین هدایت گاهی خصوص تکوینی است، مانند: (الّذی أعطی کلّ شی‏ءٍ خَلْقه ثمّ هدی)[ [پروردگار ما] کسی است که به هر چیزی خلقت درخور وی را عطا کرده و سپس هدایتش نموده است (سوره طه، آیه 50).] و گاهی خصوص تشریعی است، مثل: (إنّا هدیناه السّبیل إمّا شاکراً وإمّا کفوراً)[ ما راه را به وی نمایاندیم یا شاکر می‏شود یا کفر می‏ورزد (سوره انسان، آیه 3).].

و همان‏طور هم که گفته شد واژه امام، مطلق است و بر هر یک از پیشوایان نور و پیشروان ظلمت اطلاق می‏شود. از این رو در این جمله زیارت، با وصف «الهدی» مشخّص کرده که اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‏السلام) پیشوایان نور هستند و چنان که بارها اشاره شد برای یافتن هدایت جز به سراغ خانه اهل بیت (علیهم‏السلام) نمی‏توان رفت. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: در میان شما دو گوهر گران‏بها به یادگار گذاشته‏ام کتاب خدا، که یک طرف آن به دست من و طرف دیگر آن به دست شماست و دیگری عترت من هستند؛ پس از آنان بپرسید و به سراغ غیر آنها نروید که گمراه خواهید شد؛ إنّى تارک فیکم الثقلین: کتاب الله وعترتى، طرفه بیدى وطرفه بأیدیکم، فاسألوهم ولا تسألوا غیرهم فتضلّوا[بحار، ج37، ص168.]. در بیان دیگری از آن حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیده است: ای مسلمانان! به مخالفت با علی برنخیزید که گمراه می‏گردید؛ یامعشر المسلمین! لا تخالفوا علیّاً فتضلّوا[همان، ج22، ص499].

در همین راستا خود ائمّه (علیهم‏السلام) در پاره‏ای از روایات، به تعریف خود پرداخته‏اند، چنان که از علی (علیه‏السلام) رسیده است: قبل از آن که مرا از دست دهید، هر چه می‏خواهید از من بپرسید؛ زیرا من خزینه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستم. از من بپرسید که من چشم فتنه را درآوردم. از کسی بپرسید که علم بلایا، منایا، وصایا و فصل الخطاب نزد اوست. از من بپرسید که بی‏تردید رئیس مؤمنان من هستم...؛ سلونى قبل أن تفقدونى فأنا عیبة رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم سلونى فأنا فقأتُ عین الفتنة بباطنها وظاهرها، سلوا مَن عِندَه علم البلایا والمنایا والوصایا وفصل الخطاب، سلونى فأنا یعسوب المؤمنین حقّاً...[ بحار، ج26، ص152.]. و همچنین ده‏ها نمونه دیگری که از آن حضرت یا سایر امامان (علیهم‏السلام) رسیده است که این تعریف‏ها بخشی از هدایت مردم به صراط حق است؛ زیرا پیشوایان نور نه تنها باید به تبیین معارف کلی الهی، احکام شریعت، اصول اخلاق و حقایق مکتب بپردازند، بلکه باید سالکان طریق هدایت، راهیان سبیل معرفت و واصلان کوی حقیقت را معرفی کنند تا الگوی عملی برای حق جویان و حقیقت طلبان باشند و چنین معرفی‏هایی در حقیقت معرفی عَلَم‏های تقوا و مناره‏های هدایت است.

 {ادامه دارد}

 

/ 0 نظر / 11 بازدید