معرفت شناسی نشریه هادی ( 49 ) ( قسمت معقولات ) { با پوزش از تاخیر ! }

این تقسیم بندی از ابتکارات و ابداعات فلاسفه اسلامی است که دارای فوائد فراوانی بوده و عدم دقت در تمییز آنها از یکدیگر موجب خلط و مشکلات زیادی می گردد کما اینکه در بعضی آثار فلاسفه غربی قابل مشاهده است.

مفهوم کلی یا قابل حمل برای امور عینی است و به اصطلاح اتصاف آن خارجی است مانند مفهوم انسان که بر« محمد »و « علی » و ... حمل می گردد و یا قابل حمل بر امور عینی نیست و تنها بر مفاهیم و صور ذهنیه حمل می گردد و اصطلاحا اتصاف آن ذهنی است مانند مفهوم کلی و جزئی در اصطلاح منطقی که اولی صفت برای مفهوم  « انسان « یا  « اسب  » و دومی صفت برای صورت ذهنی « حسن » واقع می گردد.

دسته دوم را که تنها حمل بر امور ذهنی می شود مفاهیم منطقی با معقول ثانی منطقی می نامند . اما مفاهیمی که حمل براشیا خارجی می شوند بر دو دسته تقسیم می گردند :

الف) مفاهیمی که ذهن به طور خودکار از موارد خاص انتزاع می کند، یعنی همینکه یک یا چند ادراک شخصی به وسیله حواس ظاهری یا شهود باطنی ،حاصل شد فوراً عقل، مفهوم کلی آن را به دست می آورد مانند مفهوم کلی "سبزی" که بعد از دیدن یک یا چند شی ء سبز رنگ انتزاع می گردد یا مفهوم کلی " شادی" که بعد از پیدایش یک یا چند مرتبه احساس خاص بدست می آید. چنین مفاهیمی را معقولات اولی می نامند.

دسته دیگر مفاهیمی هستند که انتزاع آنها نیازمند به کند و کاو ذهنی و مقایسه اشیا با یکدیگر می باشد مانند مفهوم علت و معلول که بعد از مقایسه دو چیزی که وجود یکی متوقف بر وجود دیگری است و با توجه به این رابطه انتزاع می شودو اگر چنین ملاحظاتی و مقایسه هایی در کار نباشد هرگز این گونه مفاهیم به دست نمی آیند. چناچه اگر هزاران بار آتش دیده شود و همچنین هزار بار حرارت احساس شود ولی بین آنها مقایسه ای انجام نگیرد هرگز مفهوم "علت" و "معلول" به دست نمی آید.این گونه مفاهیم را مفاهیم فلسفی یا معقولات ثانیه فلسفی می نامند .  در مجموع  ، اصطلاحاً گفته می شود :

معقول اولی ، هم عروضش خارجی است و هم اتصافش.

معقول ثانی منطقی ، هم عروض آن ذهنی است  و هم اتصافش.

معقول ثانی فلسفی ، عروضش ذهنی است ولی اتصاف آن خارجی است.

معنای « عروض در ذهن » و « اتصاف در خارج » این است که حمل « امکان » و مانند آن بر اشیای ممکن از باب « کان تامه » و « هلیه بسیطه » نیست بلکه از باب « کان ناقصه » و « هلیه مرکبه » است. قهراً از باب ثبوت شی ء برای شی ء دیگر است و ناچار بین موضوع و محمول وجود رابطه خواهد بود. ( وجود محمولی در ذهن است و چون اشیای خارجی در ظرف خارج به امکان و مانند آن متصف می گردند پس وجود رابط آن در خارج است ).

/ 0 نظر / 17 بازدید