دهه یه کتاب

این کتاب نوشته ی آقای طاهرزاده هست و در واقع شرح نصایح حضرت امیرالمومنین به امام حسن (ع) هست (نامه 31 نهج البلاغه) که در دو جلد نوشته شده و البته این کتاب در واقع تعدادی سخنرانی بوده که جمع آوری شده.فهرست مباحث مطرح شده در جلسات جلد اول را میاریم که بیشتر دستتون بیاد چه جور کتابیه...:

جلسه1:مکاتبه ی پدری نمادین با فرزندی نمادین

ج2:آنچه باعث بیداری من شد

ج3:یاد خدا عامل نشاط قلب

ج4:جایگاه دنیا در منظر علی (ع)

ج5:برکات یاد معاد

ج6:انتخاب های مبهم ،زندگی های پوچ

ج7:سختی ها و پروریدن ها

ج8:پایداری در دین و نتایج آن

ج9:معنی اخلاص و نتایج آن

ج10:آفات علم لا ینفع

ج11:زندگی پوچ و علم لاینفع

ج12:مقام وحدت،مقام عبرت

ج13:زندگی بی اضطراب

ج14:انگیزه تحقیق

.

.

.

فکر کنم اکثرا با قلم و روش آقای طاهرزاده آشنا هستند بنابرین بنده فقط جملات اولیه خود نامه را می نویسم...

مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدُّنْیَا اَلسَّاکِنِ مَسَاکِنَ اَلْمَوْتَى وَ اَلظَّاعِنِ عَنْهَا غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ یُدْرِکُ اَلسَّالِکِ سَبِیلَ مَنْ قَدْ هَلَکَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِینَةِ اَلْأَیَّامِ وَ رَمِیَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْیَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِیمِ اَلْمَنَایَا وَ أَسِیرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِیفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِینِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِیعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِیفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِیمَا تَبَیَّنْتُ مِنْ إِدْبَارِ اَلدُّنْیَا عَنِّی وَ جُمُوحِ اَلدَّهْرِ عَلَیَّ وَ إِقْبَالِ اَلْآخِرَةِ إِلَیَّ مَا یَزَعُنِی عَنْ ذِکْرِ مَنْ سِوَایَ وَ اَلاِهْتِمَامِ بِمَا وَرَائِی غَیْرَ أَنِّی حَیْثُ تَفَرَّدَ بِی دُونَ هُمُومِ اَلنَّاسِ هَمُّ نَفْسِی فَصَدَفَنِی رَأْیِی وَ صَرَفَنِی عَنْ هَوَایَ ...

 

از پدرى در آستانه فنا و معترف به گذشت زمان ، که عمرش روى در رفتن دارد و تسلیم گردش روزگار شده ، نکوهش کننده جهان ، جاى گیرنده در سراى مردگان ، که فردا از آنجا رخت برمى ‏بندد ، به فرزند خود که آرزومند چیزى است که به دست نیاید ، راهرو راه کسانى است که به هلاکت رسیده ‏اند و آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگار . پسرى که تیرهاى مصائب به سوى او روان است ، بنده دنیاست و سوداگر فریب ، و وامدار مرگ و اسیر نیستى است و هم پیمان اندوه‏ها و همسر غمهاست ، آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است .

اما بعد . من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشى روزگار بر خود و روى آوردن آخرت به سوى خود ، دریافتم که باید در اندیشه خویش باشم و از یاد دیگران منصرف گردم و از توجه به آنچه پشت سر مى‏گذارم باز ایستم و هر چند ، غمخوار مردم هستم ، غم خود نیز بخورم و این غمخوارى خود ، مرا از خواهشهاى نفس بازداشت ...

در پایان هرچند در انتظار پیشنهاد های سازنده ! ی جنابانتان ریشمان سفید و مژگانمان غبار گرفت! اما چه کنیم دیگه یه هیات که بیشتر نداریم.افرادی که خوندند یا سوال دارند یا کلا هرکسی یه کاری داشت در باره طرح پیام بده.پیشنهاد هم بدید دیگه بهتر

یا حق

/ 3 نظر / 41 بازدید
منم دیگه

مرسی پسر جووووووووووووووووون

محمدعلی صدری

سلام عزیزان، ضمن تشکر از آقا محمدکمال گل جلد اول این کتاب را که مطالعه کردم الحمدلله استفاده کردم و لذت بردم برای همین خواندن آن را به همه عزیزان توصیه می کنم

محمدرضا

همچون گذشته کمال تشکر را از کمال داریم!