تفسیر انسان به انسان نشریه هادی (50)

روش نقل و شواهد روایی:

یکی از روش های شناخت حقایق جهان دلیل  نقلی معتبر است و طبیعتا برای صحت استفاده از این روش باید نقل به طور مستند به انسان کامل معصوم و حجت خدا باشد،و ‌مثلا صحبت های یک حکیم یا حتی بسیاری از عرفا در مقام حجیّت قرار نمی‌گیرند.

چون در این نوع شناخت کاملا متکی به نقل هستیم پس نه تنها عصمت از گناه که عصمت از هرگونه سهو و خطا و نسیان هم لازم است و چون صفات مزبور در معصوم(ع) قرار دارد گفتار،فتوا،نطق وحتی سکوت و رفتار معصوم حجت خداست.واین روش یکی از روش های استدلال است و می تواند کار برهان عقلی را انجام دهد،از این رو همین نقل با یک واسطه.می شود عقل و همین منقول می شود معقول.در واقع ما از منبع خبیر به عنوان حجت استفاده می کنیم همانند مثَل قرآنی که می فرماید: (و لا ینبّئک مثل خبیر) و همانند خداوند که نسیان وسهو ندارد(و ما کان ربک نسیا)و(یعزُبُ عن ربک من مثقال ذره) انبیا و اولیای او از این خطا ها بری اند.این روش برای افرادی که به وحی دسترسی مستقیم ندارند بسیار روش مناسب برای جهان بینی است.

5- روش ریاضی

با وجود قوّت روش ریاضی از نظر برهان، باید در نظر داشت که مباحث ریاضیّات در محور کم، کیف، کمّ متّصل و کمّ منفصل از عمق مطلوبی برخوردار است، لیکن در مسائل متافیزیکی که فصل و  وصل، کمّ و کیف و جمع و تفریق و هیچگونه حرکتی ندارد، مجالی برای فنّ ریاضی نیست. هرگز با ریاضی نمی توان دانست آیا جهان آغازی دارد و فرشته وجود دارد و در صورت وجود مجرّد است یا خیر، چرا که این موجودات عدد پذیر نیستند.

در واقع ریاضیات حقیقت این گونه موارد را نه اثبات می کند و نه نفی، بلکه فقط باید بگوید (نمی دانم). به این امید که هر عالمی هر چه را نمیداند بگوید ((نمی دانم)).

6-  روش تجربی

ضعیف ترین و البته مرسوم ترین روش شناخت، استفاده از حواس ظاهری است. دیدن شیئ حتّی با چشم مسلّح ( بهره گیری از غول های نیرومند و  پر زر و زیور تکنولوژی!) و یا تجربه های حسّی که عمدتا در علم طب و علومی از این دست مورد استفاده واقع می شوند ، نمونه هایی از این شناخت به حساب می آیند.

روش تجربی در حیطه ی علوم خود(طب، ...) بازدهی فراوانی دارد، ولی آیا با علمی که در مرحله ی اثبات  بر روی حیواناتی قبیل میمون و موش آزمایش می شود، میتوان جهان بینی جامعی برای انسان به دست آورد، آیا جهان یک حیوان با انسان یکی است؟

با روش تجربی نمیتوان همه ی جهان را شناخت، مسائلی مانند محال بودن دور و تسلسل، آغاز و انجام جهان، خدا، معنای واحد و وحدت و توحید، بسیط الحقیقه و... هرگز در باسکول حس و تجربه نمی گنجد و با آن سنجیده می شود. باید دانست که بهره گیری از حس و تجربه بازار ویژه و موضوعات مخصوص به خود دارد و  شناخت هر موردی را نمی توان از این       روشِ شناخت انتظار داشت. به هر روی، روش تجربی برای جهان بینی کارآمد نیست. جهان بینی یعنی مجموع جهان را یکجا دیدن و بررسی کردن و این با علومی چون سپهر شناسی، زمین شناشی، دریا شناسی و هواشناسی تفاوت دارد.

شناخت حسّی حتّی در همان حیطه ی اعتبار خود نیز در صورت عدم پیوند با شناخت عقلی، اصل ارزش معرفتی خود را از دست می دهد و در حوزه ی صورِ وهمی خیالی، بدون آنکه به معرفتی علمی و یقینی راه یابد، به بازیهای شکّاکانه روزگار    می گذراند. باید دانست که شناخت حسّی تنها با اتّکا به قوانین عقلی ای چون مبدا عدم تناقض، هوهویّت، عدم جمع ضدّین، اصل علیّت و مانند آنهاست که زمینه ی علم به امور جزئی یا تدوین قوانین تجربی را فراهم می آورد.

عقل در حرکت های علمی، هم در رتبه ی فاعلی و هم در مقام ارزیابی و تجربه صادر می شود و در نهایت نیز میزانهای عقلی، حدود اعتماد و حوزه ی شمول احکام تجربی را بیان می کند.


گفتار سوم: اقسام روش های شناخت انسان

با تبیین روش های شناخت و ارزیابی کاربرد هریک در جهان بینی ، کاربرد و خصوصیات هریک از این روشها را در انسان شناسی را که یکی از زیرشاخه های جهان بینی است ، بیان میکنیم .

بهتر است ابتدا تفاوت میان روش الهی و روش مادی انسان شناسی تبیین شود .

انسان شناسان متکی به روش حسی و تجربی صرف ، گرفتار نوعی تفکر بنی اسراییلی هستند و از منظر آنان انسان همین دستگاه بدنی است و بس :

« لَن نُؤمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی الله جَهرَةً » -- بقره/55

برای مثال برای درمان انسان ، بر طبق نتایجی عمل می کنند که از آزمایش بروی حیوانات بدست آمده است ، و از تجویز حرام برای انسان پرهیز ندارند ، اما آیا مصرف حرام برای جان انسان نیز مفید است؟

( لیس فی الحرام شفاء ) – بحارالانوار/ج59/ص67

اینان با چنین انحصار معرفتی ، انسان را حیوان ناطق می دانند و برای ابعاد ملکوتی انسان سهمی را نمی پذیرند ، گویی مفاد آیه شریفه « وَ نَفَختُ فیهِ مِن روحی » -- حجر/29 بیگانه هستند .

در روش های انسان شناسی الهی ، روح ملکوتی انسان ، عنصر محوری هویت اوست وسایر ابعاد وجودی وی را باید به گونه ای سامان داد که تحت اشراف و فرمان روح باشند . روش وحیانی ، شهودی (تجربه معنوی) و نقلی به عنوان روش های الهی معرفت انشان مطرح هستند .

1)    روش وحیانی :

بهترین و کامل ترین روش شناخت ومراتب عالی آن نزد معصومان – علیهم اسلام – است . ره آورد آن ، در روش نقلی روشن تر خواهد شد .

2)   روش شهودی

علم از نگاهی به حصولی و حضوری قسمت می‌شود. موطن علم حصولی، ذهن انسان است. خودشناسی ناب، آن است که انسان، نفس خود را با علم حضوری یا شناخت شهودی مشاهده کند. هویت انسان عین ربط به خداوند است و لذا شناخت شهودی ذات انسان در پرتوی شناخت شهودی خداوند سبحان بدست می‌آید.

راههای اثبات انسان‌شناسی شهودی

انسان شناسی شهودی از راه عقل و نقل اثبات می‌شود:

الف. شیوه عقلی:  این شیوه مبتنی بر امکان فقری همه‌ی موجودات است: حقیقت هر چیزی به وجود آن است و در این مطلب فرقی میان انسان و دیگر موجودات امکانی نیست. وجود و خارج‌ بودن و منشأ اثر شدن، عین هویت شیء است و چیزی که عینی بودن، متن هویت اوست، هرگز ذهنی نمی‌شود. چیز عینی هرگز با علم حصولی حاصل نمی‌شود، بلکه در معرفت او چاره‌ای جز رفتن به حضور او در عین و خارج از ذهن نیست. نتیجه: ادراک انسان، ادراکی شهودی است و این ذات، چون عین ربط به واجب است و معنای ربطی و اضافه اشراقی جز با ادراک طرف مستقل مبدأ اشراق دانسته نمی‌شود، پس ادراک شهودی ذات انسانی، در پرتو شناخت شهودی به خدای سبحان است.

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید