حکمت متعالیه استاد یزدان پناه جلسه 52

آموزه های اسلامی یک روح اصلی دارد و البته یک تبعات و شاخه ها و زیر شاخه ها که اگر آن روح اصلی رعایت شود؛ آن فلسفه را اسلامی می توان خواند.

حال این خطوط کلی را چگونه به دست آوریم؟ یا به عبارت بهتر چه چیزهایی باعث می شود ما بفهمیم یک تفکر اساس و ریشه است در اندیشه ی اسلامی؟

  1. صراحت های متن دینی: آموزه ایی در متون دینی هست که به صراحت بیان شده است؛ در تشریح این آموزه ها ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد اما به دلیل صراحت متون در بیان این آموزه ها، اصل وجودشان در فضای فکری دینی غیر قابل انکار است.
  2. آموزه هایی که متون دینی به تکرار از آن یاد کرده است.
  3. آموزه هایی که متن دینی در آن هم دغدغه ی اثبات دارد و هم دغدغه ی مطرح کردن دیدگاه های رقیب و ردّ آن ها
  4. آموزه هایی که چفت و بست اصلی است برای بسیاری آموزه های دیگر. مسائل زیر بنایی اعتقادی است.

این خطوط کلی معمولا اگر باشد شاکله ی آن اندیشه ی اسلامی است.

البته باید توجه داشت که این خطوط کلی مطلق و ثابت نیستند بلکه کاملا وابسته اند به عالمی که آن را قرار است درک کند. فهم این خطوط وابسته است به:

  1. مقدار اجتهاد یک فیلسوف
  2. قدرت فهم یک فیلسوف
  3. تیزهوشی یک فیلسوف

اما می شود یک حد اقل مشترکی را مشخص کرد که هر اندیشه ای در ساختارش به آن ها پای بند بود اسلامی تلقی شود.

روح فلسفه ی هستی شناسی دینی

  1. خداشناسی: اولین چیزی که به چشم می آید در فرهنگ و آموزه های اسلامی، باور به توحید و وحدانیت خالق است.
  2. علم خدا: در باور دینی علم خداوند به اشیا تثبیت شده است.
  3. خالقیت: خداوند مبدا هستی است و تمام اشیاء عالم خالق شان حق است.
  4. اوصاف خدا: اوصاف و اسمای حسنای الهی در متون دینی به وفور یافت می شود؛ مثال: قادر، حی و ...
  5. تنزه
  6. توحید افعالی: هر فعل، فعلی از خداست. همه ی افعال باید فعل خدا محسوب شود.
  7. غایت بودن حضرت حق برای تمام اشیاء. مثال هایی از قرآن:

1)      أَلَا إِلَی‌ اللَهِ تَصِیرُ الامُورُ (شوری 53)

2)      وَ إِلَیْهِ تُقْلَبُونَ (عنکبوت 21)

3)      وَ أَنَّ إِلی رَبِّک الْمُنتهَی(نجم 42)

این اساس اندیشه ی دینی در خداشناسی است. البته

جهان شناسی:

  1. نفس خود ملائکه: اصل خود وجود ملائکه به عنوان واسطه های فیض در متون دینی  به صراحت گفته شده است.  و آیات داریم که مومن آن کسی است که به ملائکه ایمان داشته باشد. حال این که ملائکه چند نوع اند و چند تا هستند و اصولا چگونگی آن هایک بحث دیگری است.
  2. کتب الهیه
  3. لوح محفوظ
  4. قضا و قدر
  5. عرش و کرسی
  6. احداث عالم

انسان شناسی

  1. تجرد روح: اصل همین که یک چیز به اسم «نفخت فیه من روحی» هست.
  2. حقیقت مرگ
  3. بهشت و جهنم و جزا و پاداش

نبی شناسی

  1. خود نبوت و رسالت
  2. وحی و فرشتگان وحی
  3. معجزه و کرامت

ببینید در بحث معاد خورده ریز زیاد داریم مثل صراط و حشر و ... اما الان با این خرده ریزها کاری نداریم همان اصل وجودش الان منظور نظر ماست.

حالا شما نگاه کنید برخی می گویند متن دینی هستی شناسی ندارد که ... من فکر کنم با همین عناوین که تیتروار بیان کردم متن دینی اصلا ساختمان اندیشه دارد. حتی به لحاظ روش در متن دینی حرف هست. روش هایی که در متن دینی به آن ها اشاره شده است؛ این هاست:

  1. وحیانی
  2. عقلانی
  3. قلبی

در متن دینی یک جهت گیری های کلانی وجود دارد که با یک اصول و ستون هایی خودش را نشان می دهد. برای مثال خدا محور است، معاد محور است و متون دیگر هم اگر بخواهند دینی باشند باید این گونه باشند.

ضمنا این ها چیزهایی است که من به عنوان خطوط کلی یافتم یکی ممکن است یک سری چیز دیگر را اضافه کند.

اگر فیلسوفی بیاید و در این زمینه ها که اشاره شد اندیشه کند و به نتیجه هایی هم برسد خوب می گوییم او اندیشه ی اسلامی را توانسته است در بحث خودش بیاورد. حالا هر فلسفه ای بتواند ضمن حفظ کلیات در جزئیات تبیین دقیق تری از مفاهیم و گزاره های دینی بدهد آن فلسفه اسلامی تر است.

حالا چند مثال بزنم در مورد اسلامی بودن فلسفه ی ابن سینا. رسائل بو علی که سه کتاب سر القَدَر، عرشیه و السعاده با هم است. من از همان عرشیه شروع می کنم که در توحید است.

ص 241  عنوان هایی که آمده است: فی اثبات واجب الوجود، فی وحدانیته، فی نفی العلل عنه(علت برتر ندارد پس مبدا هستی است.)، القول فی الصفات(اسمای حسنای الهی)، بحث وحی، افعال حضرت حق، القول فی قضائه و قدره

در رساله در سعادت ابتدا می آید و تجرد نفس را ثابت می کند. که یعنی نفس بعد از مفارقت از بین نمی رود. بهشت و جهنم و ... ، راه های رسیدن به سعادت و ...

رساله ی سه صفحه ایست به نام سر القَدَر که در آن درباره ی هویت معاد بحث می کند؛ رجعت و ...

تازه بو علی از آن هایی است که کمتر متون دینی را جلوی صحنه آورده اما باز همان خطوط را به دقت رعایت کرده است اما می بینید که این قدر دقیق تمام آن چه برای اطلاق به یک متن دینی باید داشته باشد را داراست.

/ 0 نظر / 7 بازدید