حکمت متعالیه استاد یزدان پناه 55

فضای کندی به گونه ای بود( خلاصه ای از جلسه قبل)

کندی می گوید که فلسفه برای این است که علم به خداوند پیدا کنیم (فلسفه اولی)

کندی ابتدا ازلی و واحد را معنا می کند ، ازلی یعنی هیچگاه لیس (معدوم نبوده)
و هیچ قبل از خود ندارد و قوام ازلی از غیر نیست و ازلی هیچ علتی ندارد وپس درباره
اجرام صحبت می کند که نمی توانند ازلی باشند زیرا ازلی جنس ندارد و هر چیزی که جنس
دارد ازلی نیست .

درباره واحد حقیقی آخرش میفرماید و الواحد الحق هو الواحد بالذات الذی لا
یتکثر بغته بجهت من الجهات  بعد از اثبات
حضرت حق و اثبات وحدت او با آن خصوصیات مساله شروع ، ایجاد، فیض و خلقت که تعبیر
به این گونه است فاذا تحذی کل کثیر هو بالوحدت یعنی موجودیت هر کثیری به وحدت است
ودر ادامه میفرماید فان لم یکن وحدت فلا هویت للکثیر بغته یعنی اگر وحدت نباشد،
هویتی برای کثیری وجود نداردو سپس میفرماید موجودیت هر محسوس همان فیضی است که
وحدت حقی به آن میدهد و در ادامه میگوید علت ایجاد (موجود بودن ) اشیا ، همان
خداوند است یعنی اندیشه فیض خلقت  را بیان
کرده است.

مجموعه آنچکه گفتیم نشان میدهد که رساله کندی به صورتی که ما در دست داریم
نیست تمام آنچه که کندی دارد نیست.

/ 0 نظر / 28 بازدید