حکمت متعالیه استاد یزدان پناه جلسه 54

در اسفار از همان جلد اول مباحثی مانند وجوب و امکان، علت و معلول و بحث حرکت و فاعل حرکت تا جلد ششم مباحث اندیشه اسلامی را پیدا می کنیم.

ولی ابتدائاً از جلد ششم آغاز می کنیم که به اثبات خدا و صفات خدا می پردازد. می توان حدس زد که چگونه به این مباحث رسیده است مانند مبحث توحید واجب و یا صفات خدا و یا علم ربوبی.

در جلد هفتم بحث صفات مانند تکلم و حیات و یا وحی را مورد بررسی قرار می دهد، پس از آن به عنایت و لطف حضرت حق می پردازد و نیز مسئله خیر و شر و یا مسئله اول ما صدر و یا دوام و حدوث فیض را به بحث و بررسی می گذارد.

اجالتاً مباحث توحید افعالی، ذاتی، صفاتی و بسیاری از مباحث نهایی اندیشه اسلامی به نحو عالی در این جلد بحث شده است.

در جلد هشتم به بحث مبانی می پردازد مانند حدوث، نفس و ... .

در جلد نهم به طور کامل به مباحث مربوط به معاد می پردازد، که در آثار بوعلی هم به این تکامل دیده نمی شود و صدرا می گوید که این مباحث را با نور وحی و نبوت حل و ارائه کرده ام، مانند مبانی معاد جسمانی، حقیقت مرگ، قبر حقیقی، عذاب قبر، بعث، حشر، معنای ساعه و یا نفخ صور، قیامت صغری و کبری، صراط، نشر صحف، حساب میزان، رؤیت جنت، خلود فی النار و واقعاً کامل ترین است. هم به صورت عقلی وهم نقلی در کتاب مفاتیح الغیب هم که مقدمه اسفار است مباحث خوب و عالی را به طور کامل اعم از معاد و فلسفه و روش فهم مبانی را ارائه داده است.

اگر بخواهیم به صورت مفصل وارد مباحث اندیشه اسلامی شویم بحثی طولانی است که ابتدائاً با جناب کندی شروع می کنیم که این شخصیت متصل به نهضت ترجمه است و عمده رسائلی که از ایشان داریم مربوط به مسائل فلسفی است. البته باید گفت که اوج نهضت ترجمه در زمان مأمون عباسی می باشد. می توان بحث کرد که آیا فلسفه اسلامی با ایشان شروع شد یا اینکه جرقه هایی توسط ایشان زده شد؟

البته کندی با این که مترجم بوده ولی خود نیز صاحب نظر در این موارد مخصوصاً فلسفه می باشد.

کتابی با عنوان مناسبات دین و فلسفه در جهان اسلام از آقای دکتر رضائیان که اخیراً چاپ شده است، تقریباً آنچه را که مورد بحث ما است در خود آورده است.

اصل فلسفه اسلامی که آیا وجود دارد یا نه در کتب مختلف مربوط به فلسفه دین که نوشته شده است و نیز این سوال مطرح شد که آیا تاریخ فلسفه مسلمانان است یا تاریخ فلسفه اسلام؟ در ابتدا آقای هانری کربن و سپس آقای نصر به این موضوع ادامه دادند.

همچنین آیت الله عابدی شاهرودی، آقای عبودیت و ... نیز در کتاب هایشان نظراتی داشته اند. در گذشته نیز افرادی چون علامه طباطبایی ، استاد جوادی در کتاب فلسفه الهی از منظر امام رضا(علیه السلام) و نیز کارهای شهید مطهری نیز بسیار حائز اهمیت اند.

در کتاب کندی مبحثی تحت عنوان اینکه چه نسبتی بین دین و فلسفه وجود دارد. چه تلقی فیلسوف مسلمان نسبت به وحی و پیامبر(ص) دارد.

در کتاب ماوراءالطبیعه کندی نیز این مباحث مطرح شده است. نظر کندی در مورد دین این است که دین به بیان حقایق عالم آنگونه که هست پرداخته است. ایشان می گوید که افرادی که به مخالفت با فیلسوف می پردازند گویی با دشمن خود مواجه شده اند و مبادرت به تجارت با دین پرداخته اند و آنها با دین مخالف هستند و با حقایق دنیا مخالف هستند. چون در مباحث و حقایق دین، علم به خداوند و وحدانیت خداوند وجود دارد و نیز هر نوع علم به چیز های نافع و ضار و نیز علم به فرشتگان خداوند وجود دارد.

و در صفحه 88 کتاب مناسبات دین و فلسفه از قول آقای کندی داریم: به جان خودم قسم که قول پیامبر(ص)و قول خداوند از مباحث عقلی نشأت می گیرد.

و کندی حساسیت ویژه ای به استفاده و بهره جستن از برهان و مباحث عقلی دارد و اینکه در آن عصر زحمات او منجر به شکل گیری اولیه فلسفه اسلامی می شود.

و کندی میگوید که کسانی که به مباحث ما آشناییت دارند از ما حمایت کنند و چون به دنبال اثبات ربوبیت خداوند و نیز رد معاندان می پردازیم به ما یاری رسانند.

/ 1 نظر / 25 بازدید
م ح ک

سلام حمیدرضا گروه ما باید 55 را پیاده می کرد نه 54 را؟