سلام علی آل یاسین...!(148)

شعر رهبرانقلاب‌ برای‌ امام‌ زمان علیه السلام


دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است
سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است
بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است
/ 2 نظر / 24 بازدید
حسین

سلام اخوی ! لطفا جلسات آقای خاتمی را بیار جون هرکی دوست داری و اینقد سر کارمون نزار! راستی 500تومان هم ازت میخام که یادت رفته بدی.

محمدعلی صدری

سلام حسین جان! انشاالله الان پانصدتا یک تومانی را با یک قبض گاز می یارم پایین