بابصیرت باشیم!

                         سلام برادران عزیزم!

آقا سید عمران عزیز امشب به بنده محبت داشتند و با تماس تلفنی شان علاوه بر اینکه سبب خوشحالی بنده شدند صحبتهای خوب و به جایی هم از حضرت آیت الله جوادی حفظه الله گفتند که دوست داشتم خود ایشان در وبلاگ آنها را بزنند که انگار قسمت خودم شده است و برای همین از شما دوستان عزیزم تقاضا دارم برای انجام وظیفه درست و بهترمان در این زمانه به این بیانات گهربار که در در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، بسیجیان و اساتید آموزش بسیج دانشگاه های سراسر کشور در همین هجدهم بهمن فرموده شده است، دقت لازم را بفرمایید:


بیانات حضرت آیت‌الله جوادی آملی «دام ظله» در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، بسیجیان و اساتید آموزش بسیج دانشگاه های سراسر کشور
حضرت آیت‌الله جوادی آملی «دام ظله» در این دیداری که روز یک شنبه مورخ 18/11/88 برگزار شد در ادامه بحث جلسه گذشته به تفسیر خطبه 221 نهج‌البلاغه پرداختند و با اشاره به آیه «بل الانسان علی نفسه بصیرة» فرمودند: «اگر کسی خودش را نشناخت، مطمئنا نه نظام را می‌شناسد، نه انقلاب را می‌شناسد، نه رهبر را می‌شناسد. آخر کسی که از درون خود باخبر نیست با چه چیزی ارتباط داشته باشد؟ ولی اگر کسی «علی نفسه بصیرة» شد، آنگاه بیرون را به خوبی می‌شناسد و رابطه خود را با بیرون تنظیم می‌کند».
معظم له فرمودند: «بنابراین مهمترین راه برای بصیر شدن و بصیرت‌یابی معرفت نفس است و اگر خودمان را به این میزان شناختیم، آنگاه دیگر توزین اشیاء کاملا آسان است که چه چیزی برای ما خوب است و چه چیزی برای ما بد. چه چیزی حق است و چه چیزی باطل. نه آدم دیرباوری هستیم و نه آدم زودباوری».
ایشان فرمودند:‌ «حضرت امیر «علیه السلام» در این خطبه در مورد عالم برزخ چنین می‌فرمایند که اینهایی که مردند همه به یک دیار می‌روند. هم آنها که پیاده بودند و هم آنها که سواره بودند. هم آنهایی که مالک بودند. در عین حال که در کنار هم هستند از یک‌دیگر بی‌خبرند. در عین حال که جمعند زندگی اجتماعی ندارند. احدی به فکر دیگری نیست. فرمود اینها زیر پای شما هستند. مأذون نیستند که به شما گزارش بدهند چه بر آنها گذشت و اگر می‌گفتند می‌فهمیدید که چه بر آنها می‌گذرد».
حضرت آیت الله جوادی آملی (مد ظلله العالی) در بخش پایانی فرمایشاتشان به توجه به فرارسیدن سالروز دهه فجر انقلاب اسلامی فرمودند:
«این نظام، نه به آسانی به دست آمده ونه به آسانی برمی‌گردد. اگر معاذالله کوچکترین آسیبی ببیند تمام لعنت‌های گذشته دامنگیر ما می‌شود. این امانت الهی است. بر همه ما واجب عینی است که این نظام را حفظ کنیم. کاری که باعث تضعیف این نظام است، باعث تفرقه است، باعث نفاق‌افکنی می‌شود، باعث طمع بیگانه است، این کار حرام عینی است. این چنین نیست که اگر کسی دارای رهبر خوب بود بگوید کشور حفظ می‌شود. رهبر اگر علی‌ابن ابی‌طالب «علیه السلام» هم باشد مادامی که مردم عاقل نباشند کشور به مشکل برمی‌خورد. داشتن رهبر خوب نیمی از قضیه است. پس مبادا بگوییم ما یک رهبر خوب داریم و همین کفایت می‌کند.
نباید هر حرفی را بزنیم و به هر کسی اهانت کنیم و هر چیزی که مطابق با ما نیست فتوا به بطلانش بدهیم. مبادا خدایی ناکرده آنها که اهل اعتراض هستند این آلودگی‌ها و ننگ «نه غزه، نه فلسطین» و «جمهوری ایرانی» را به خودشان راه دهند. این ننگ برای همیشه ننگ است. اینهایی هم که کافرند ـ بالاخره کافر هم داریم در این مملکت و این طور نیست که نباشند ـ اینها اگر اسلام را قبول ندارند که ندارند، اگر ایرانی هستند باید بگویند: «جمهوری اسلامی»؛ برای اینک از جمهوری ایرانی هیچ کاری ساخته نیست. در جنگ جهانی اول همین ما ایرانی ها تسلیم شدیم و تسلیم کردیم. در جنگ جهانی دوم همین ایران را ما ایرانی‌ها تسلیم کردیم. گفتند 17 شهر بدهید گفتیم چشم. گفتند باید نوکر بشوید گفتیم چشم.
ایشان افزودند: اگر کسی کافر است نباید بگوید جمهوری ایرانی. باید بگوید جمهوری اسلامی. اما وقتی اسلام آمد، ایران آمد، مراجع آمدند. بسیاری از کارها را مراجع کردند منتها امام شاخص بود. مباداد مراجع را کم بگیرید. آن وقتی که امام ایران حضور نداشتند، مرحوم آقای گلپایگانی بود، مرحوم آقای نجفی مرعشی بود، بسیاری از بزرگان، فتوا می‌دادند، این انقلاب را آنها حفظ کردند در زمان غیبت امام. مبادا حرمت اینها، قدر اینها، جلال و عظمت اینها حفظ نشود. خب اینها حفظ کردند. من یادم هست که در بهبوهه قدرت ازهاری مرحوم آیت‌الله العظمی گلپایگانی یک اعلامیه‌ بسیار قوی و غنی فرستاد. خب اینها را حفظ کردند. مراجع آمدند و مردم هم مقلد مراجعند. مردم آخر برای چه چیزی خون بدهند. برای نفت خون بدهند؟ یا برای همین مطالب برزخی علی‌ابن ابی طالب خون بدهند؟ وقتی انقلاب اسلامی شد ما ده سال جنگیدیم. جنگ ما هشت ساله نبود. دو سال که گرفتار جنگ داخلی بودیم، هشت سال جنگ خارجی. تا انقلاب به سر رسید هنوز 57 تمام نشده بود که گنبد آتش شده. آتش رسمی. سنگر گرفتند، اسلحه آوردند، گرفتار جنگ داخلی شدیم. همین سربازان شمال و بسیجیان و سپاهیان شمال رفتند و آن آتش را خاموش کردند. خب بعد از جنگ داخلی گنبد جنگ کردستان شروع شد. بعد جریان خلق عرب شروع شد. بعد جریان خلق مسلمان شروع شد. در طی این دو سال که جنگ داخلی بود انفجار دفتر حزب جمهوری هفتاد و دو تا کشته دادیم. نخست وزیری منفجر شد. دادستانی کل منفجر شد. کوی و برزن انفجار بود. این دو سال جنگ داخلی بود. هشت سال هم جنگ خارجی. کم کشته نداد ایران. اما «جمهوری ایرانی» کشته نداد. «جمهوری اسلامی» شهید داد. مبادا خدایی ناکرده این لکه‌ها پیدا شود. آنها هم که اعتراض دارند مبادا این آلودگی‌ها را امضاء کنند. چه اینکه امضاء نکردندو نمی‌کنند البته.
ولی این آلوده‌ها حساب‌شان از همه جداست. اینها نه ایرانی‌اند و نه مسلمان. همه ما که مسلمانیم و ایرانی هستیم شعار ما، شعور ما تشویق ما، حفظ نظام، حفظ انقلاب اسلامی حفظ وحدت، حفظ این کیان. وگرنه اگر خدایی ناکرده این آسیبی ببیند الان ما توی میدان مین هستیم. شما می‌بینید روزانه افغانستان و پاکستان شعله است. سالیان متمادی ‌است که غرب ما عراق شعله است. این شیوخ بی‌عقل خلیج فارس که تیکه شده‌اند اینها کشورهای یک وجبی‌اند. اینها همه جزء ایران بودند.تمام اینها پایگاه نظامی آمریکا است و دستشان هم روی شاسی است. ما توی میدان مین هستیم. مانده شمال، در شمال ما این پایگاه انجیرلیک که ترکیه پیمان نظامی(پیمان نظامی یعنی پیمان نظامی) بسته با اسرائیل و آمریکا،‌ نه پیمان اقتصادی. به بهانه ناتو. خدایی ناکرده در میدان مین اگر از چهار طرف حمله بکنند یک روزه مسئله حل است تنها به برکت اسلام و قرآن و ایمان مردم است که کسی تکان نمی‌خورد آن وقت حیف است که این عظمت و جلال و شکوه نیست. مگر می‌شود ملت مختلف را نگهداری کرد. آن روز همه به مسئولین می‌گفتند ما را اعزام کنید، مسئولان می‌گفتند وسیله نداریم، می‌گفتند یا اعزام یا اعدام. همین جوان‌ها بودند. این‌ها برابر صدر اسلام در قرآن کریم فرمود: رسول من در سایة تربیت قرآن و عترت این جوان‌های متدین دینی طوری هستند که وقتی آمدند تا شما آن‌ها را به جبهه اعزام کنید‍، «لم یجدوا ما ینفقون»‍، «تری أعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ یَجِدُواْ مَا یُنفِقُونَ» ببینید تمام شبکة چشمشان پر از اشک می‌شود که چرا شمشیر ندارند بروند و چرا اسب ندارند بروند.
معظم له در ادامه فرمودند: همان حالت صدر اسلام هم در انقلاب اسلامی بود. این نعمت از مهم‌ترین نعمت‌های الهی است و اگر خدایی ناکرده این سابق و لاحقش، به یکدیگر وصل بشود، این گوهر گرانبها هم از دست ما می‌رود. الان ما چرا می‌گوییم ایران شاهنشاهی 2500 ساله است و حال اینکه چند سال حضرت امیر حکومت می‌گیرد خب 5 سال در مقابل 2500 سال قابل حساب نیست. اگر رفت، رفت. همه ما باید انشاء الله در 22بهمن شرکت کنیم. هیچ کس حرف خلاف نزند. کسی را هم اهانت نکنیم، دروغ نگوییم، خیانت نکنیم. و بی‌حساب کسی را نرنجانیم و تهمت بی‌جا هم به کسی نزنیم و بدانیم این لکة ننگ را کسی به خودش راه ندهد. (منبع: سایت إسرا)

فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢۱
تگ ها : غیره و غیره