این دوستان الحمد لله ما رو به وجد آوردن. اینم دو تا جوک در سطح گروه سنی الف!(داداش کوچیکه ام که ٨ ساله شه خوشش اومد!)

١- یه روز یه فیله داشته تو رودخونه شنا میکرده یه مورچه میاد میگه: ‌آقا فیله یه دقه میای بیرون. فیله میگه: واسه چی؟ مورچه میگه: یه دقه بیا. فیله میاد بیرون، مورچه خوب فیله رو نگاه میکنه بعد میگه: خوب هیچی برو. فیله کلافه میشه میگه: دددددددددد یعنی چی؟ مورچه میگه : هیچی فکر کردم که مایومو تو پوشیدی!!!

 

٢- یک روز مافوقه به زیر دستش می گه تا ساعت 12  شب این برگه جریمه ها رو تموم کن. اونم تمام برگه ها رو تمام میکنه به جز یکی تا به یک موتور سوار می رسه. ازش کارت بیمه و گواهی نامه میخواهد. همه رو داشته حتی کلاه هم داشته. سرباز درمونده میپرسه: این وقت شب تنهاچرا اومدی بیرون؟ موتور سوار میگه: من که تنها نیستم خدا و پیغمبر و امام هم با من اند. سرباز با خوشحالی میگه: دستم درد نکنه؟! حالا دیگه سه ترکه سوار میکنی هان؟ اینم جریمت!

  
نویسنده : سید عمران امامی ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
تگ ها : ادب و هنر