هنر ماندگار!

برای این که فکر قرآن و عترت بتواند از طریق قلم، فکر و بیان شما آمده باشد، باید اول هنر را آن قدر درست فرا بگیرید که جایگاه اصلی خود را پیدا کند. [قرارگرفتن جشنواره ها در جایگاه اصلی خود] به این است که شما معقول را محسوس کنید. اگر متحیر را محسوس کنید، ممکن است لحظه ای و مقطعی اثر بگذارد.
... حواستان جمع باشد؛ شعر، تئاتر، سینما و فیلم اگر یک واژه ی عقلی نداشته باشد، همین وضعی است که می بینید که ممکن است دیگران خوششان هم بیاید و بخندند. ...


باید [شادی و] سرور سالم از معقول نشأت بگیرد نه از محسوس! اگر باران بیاید، آبی که از بالای کوه می آید سالم و پاک است، اما آب های پایین کوه زیاد گوارا نیست. اگر مطلبی از عقل به خیال آمد و از خیال به حس ـ و به تعبیری از حکیم سنائی از علم به عین آید و از هوش به آغوش ـ این اثر گذار است. هم علما گوش می دهند و هم حوزویان و هم دانشگاهیان و همه متأثر می شوند، اما اگر از عقل به حس نیاید و از خیال به حس آمده باشد، این نه پیامی دارد و نه سازنده است.
مطلب دوم این که شما اگر می بینید [ارزش] آثار ادبی فردوسی «رضوان الله تعالی علیه» را، این نه برای رستم و اسفندیاراست، آن معقول را محسوس کرده و بعد رستم و اسفندیار در کنار آن وجود پیدا کرده است. وقتی شما می بینید که صدرالمتألهین شیرازی نام فردوسی را در کتاب خود به عظمت می برد و می گوید جای فردوسی در بهشت بود، برای همین است. از او سوؤال کردند که برای چه این نام را به شما داده اند؟ [گفت که] به برکت این شعر:«خداوند دانــا و هستــــی تویــی ندانم چه ای، هرچه هستی تویی»
معنای «هرچه هستی» یعنی تمام حقیقت هستی تویی و این را برابر هر مجهولی می گویند. [آیا] انسان جاهل در برابر شیء مجهولی می گوید؟ «من نمی دانم که شما چه هستید، که هرچه هستی خودت هستی!» این که آدم را به بهشت نمی برد! حکیم صدرالمتألهین می گوید این یعنی «هرچه هستی نه هرچه تو هستی». تمام اولویت هستی تویی و کمتر حکیمی به آن می رسد.
...البته این روزها علی علی می گویند اما آن روزها علی گفتن همانا و مرگ همانا و فردوسی در آن عصر می فرماید: «چه گفت آن خداوند تنزیل و وحـی خـــداونــد امر و خـداونـد نهـی»
«که من شهر علمـم، علیـم در اســت درست این سخن قول پیغمبر است»
این می شود فردوسی! این معقول را محسوس کرده است. اگر می خواهید به نام امام هشتم(ع) جشنواره، تئاتر، سینما، فیلم بسازید؛ ـ چنانچه طی ملاقات با عزیزانی که دست اندرکار ساخت سیره مبارک حضرت یوسف هستند، به آن شرط کرده ایم ـ بدانید که هنر می تواند معقول را محسوس کند. کسی که نمی داند معقول چیست، چگونه به محسوس می رسد؟ یا خودش باید حکیم باشد، یا به حکمت وصل باشد. آدم یا باید خودش چشمه ای باشد، یا باید به استخر و رودی وصل باشد. وقتی آدم از خودش آب دارد مثل چشمه ای می جوشد و حکیم و عالم می شود. استخر که به خودی خود آب ندارد باید به آن اضافه کرد یا به رودی وصل باشد.


... بنابراین ما باید بدانیم که می شود معقول را محسوس کرد. این راه دارد. راهش را یاد بگیرید. آن وقت [به راحتی درخواهیـم یافت که] چـگونـه شعــر بگوییم؟ چگونه حرف بزنیم و حرف خوب بزنیم. جامعه هم خریدار است.

«گزیده ای از سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار با اعضای شورای اجرایی جشنواره فرهنگی و هنری امام رضا(علیه السلام) تیرماه 1385، شهر مقدس قم»


 

  
نویسنده : محمدعلی صدری ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٦