شرمندگی

از دوری تو غمین و نالان هستیم

وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم

اصلیت ما را تو اگر می پرسی

از کوفه ولی مقیم ایران هستیم

هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم

این هفته فقط نیا عروسی داریم

از جور زمانه ما شکایت داریم

اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم

ما مشکلمان گرانی و بیکاریست

آقا به نبودنت که عادت داریم

صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو

از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو

آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط

از آنچه که ما دوست نداریم نگو!!

 

شاعر : گمنام

  
نویسنده : ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٥
تگ ها : ادب و هنر